palliate
C2صفت/US /ˈpælɪˌeɪt/ ˈpălĭˌāt; UK /ˈpalɪˌeɪt/ ˈpalĭˌāt/
موقتا آرام کردن، موقتا ارام کردن
JadoLearn Dictionary
معنی palliate به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
موقتا آرام کردن، موقتا ارام کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
درلفافه پیچیدن، عبا، شنل
از دیده ربودن، نهان داشتن، مخفی نگاه داشتن
کمارزش قلمداد کردن، کاستن از، کم تقصیر
منحرف از حالت طبیعی؛ نابهنجار
ناموفق؛ عقیم؛ ناقص
تهی؛ بیاعتبار؛ صفر
ازی، مفعول منه، صیغه آلت
باکله
پرهیزکار، پرهیزگار
دشوارفهم؛ پیچیده
اکتساب کننده
حالی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.