pickle
C2اسم/US /pˈɪkəl/ PĬK-əl; UK /pˈɪkəl/ PĬK-əl/
وضعیت دشوار، ترشی انداختن، خیارترشی
JadoLearn Dictionary
معنی pickle به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
وضعیت دشوار، ترشی انداختن، خیارترشی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
منکر
خلاصه؛ کوتاهسازی
روپنهان کردن
ابسنت؛ نوشیدنی الکلی سبزرنگ
آمرزش؛ بخشایش رسمی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.