pretext
C1اسم/US /prˈiːtˌɛkst/ PRĒT-ĕkst; UK /prˈiːtˌɛkst/ PRĒT-ĕkst/
بهانه، عذر، دستاویز
JadoLearn Dictionary
معنی pretext به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بهانه، عذر، دستاویز
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
وانمودسازی
معذرت خواستن، بهانه، دستاویز
ظن قوی
تلبیس، تغییر قیافه دادن، تبدیل قیافه
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.