put
C2اسم/US /pʊt/ po͝ot; UK /pʊt/ po͝ot/
قرار دادن، جایگیر ساختن، گذاشتن
JadoLearn Dictionary
معنی put به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
قرار دادن، جایگیر ساختن، گذاشتن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مقرر فرمودن، افول کردن، تعیین کردن
گذاردن، گستردن، هشتن
مورث، موجد، باعث شدن
بیرون دادن، عمل آوردن، فر اوردن
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
منکر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.