quail
C2اسم/US /kweɪl/ kwāl; UK /kweɪl/ kwāl/
وشم، بدبدک، بلدر چین
JadoLearn Dictionary
معنی quail به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
وشم، بدبدک، بلدر چین
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بخود پیچیدن
روان پاکساز، انقباض، روان پزشک
لرزش داشتن، لرزه
مرتعش ساختن، لرزیدن، ارتعاش
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
منکر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.