JadoLearn Dictionary

معنی sit به فارسی | نشستن

sit یعنی نشستن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.

جست‌وجوی واژه
واژه‌نامه/انگلیسی۱ نتیجه

sit

other
A1انگلیسی

معنی فارسی

EnglishDictionary

درباره واژه sit

این صفحه بخشی از واژه‌نامه رایگان جادولرن است. در این واژه‌نامه می‌توانید معنی فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد، کاربردهای رایج و نکات مهم واژه‌های انگلیسی و آلمانی را ببینید.