skillful
C2صفت/US /skˈɪlfəl/ SKĬLF-əl; UK /skˈɪlfəl/ SKĬLF-əl/
زبده، استادکار، ماهرانه
JadoLearn Dictionary
معنی skillful به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
زبده، استادکار، ماهرانه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ماهر، متخصص، کارثناس
عامل، کارآمد، ورزیده
تردست، زبردست
مرد زبردست
زبر دست
شاطر، زرنگ، باهوش
منحرف از حالت طبیعی؛ نابهنجار
ناموفق؛ عقیم؛ ناقص
تهی؛ بیاعتبار؛ صفر
ازی، مفعول منه، صیغه آلت
باکله
پرهیزکار، پرهیزگار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.