sole
C2اسم/US /soʊl/ sōl; UK /soʊl/ sōl/
حلوا ماهی، تخت کفش، کف پا
JadoLearn Dictionary
معنی sole به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
حلوا ماهی، تخت کفش، کف پا
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
عزب، بی جفت، انفرادی
شخص، متعلق بفرد، انفرادی
فقط بخاطر، تنها، منحصرا
تک و تنها، تکی، بلاوارث
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
منکر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.