subdue
C1اسم/US /səbdˈuː/ səbd-O͞O; UK /səbdˈuː/ səbd-O͞O/
مقهور کردن، مقهور ساختن، رام کردن
JadoLearn Dictionary
معنی subdue به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مقهور کردن، مقهور ساختن، رام کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
چیره شدن، غلبه یافتن، درهم شکستن
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
پوچی؛ امر مضحک
محیط دانشگاهی؛ جهان آکادمیک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.