suppression
C1اسم/US /səprˈɛʃən/ səpr-ĔSH-ən; UK /səprˈɛʃən/ səpr-ĔSH-ən/
پایمالی، سرکوبی، سرکوب
JadoLearn Dictionary
معنی suppression به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
پایمالی، سرکوبی، سرکوب
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مضمحل کردن، منقرض کردن، سرنگونی
خراب، اضمحلال، هلاکت
خفا، خفیه، نهفتگی
سرکوبی
بازداشت
حبس
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.