abbreviieren
C2فعلمخفف کردن؛ کوتاه کردن، مخفف کردن، کوتاه کردن
JadoLearn Dictionary
abbreviieren یعنی مخفف کردن؛ کوتاه کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مخفف کردن؛ کوتاه کردن، مخفف کردن، کوتاه کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
به پایین، خراب شدن، مخفف کردن؛ کوتاه کردن
به پایین، خراب شدن، مخفف کردن؛ کوتاه کردن
به پایین، خراب شدن، قسمت
اجلاسیه داشتن، اجلاسیه کردن، تکافو کردن
مخفف کردن؛ کوتاه کردن
مخفف کردن؛ کوتاه کردن
مخفف کردن؛ کوتاه کردن
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
ترش، ترشمزه، ترشیده
تغییرات اساسی دادن، انقلابی کردن، الهام کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.