abklemmen
B1فعلسیم، تار، وتر
JadoLearn Dictionary
abklemmen یعنی سیم. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
سیم، تار، وتر
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سیم، تار، وتر
بهم وصل کردن، بهم پیوستن، مسلسل کردن
سیم، تار، وتر
سیم، تار، وتر
مکلف کردن، مقید کردن، جلد کردن
سیم، تار، وتر
سیم، تار، وتر
سیم، تار، وتر
به پایین، خراب شدن، مخفف کردن؛ کوتاه کردن
فتیله نخ
داخل معده کردن، درهیختن، در هیختن
سرپوش، رولباسی، ملحفه
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.