Abschaffung
C2اسمفسخ، تجزیه، انحلال
JadoLearn Dictionary
Abschaffung یعنی فسخ. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
فسخ، تجزیه، انحلال
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تبار، خراب، فنا کردن
تنظیم، جااندازی، افول
فسخ، تجزیه، انحلال
جر، گسیختگی، گسستگی
نسخ، ابطال، پایان یابی
فاصله، مسافت، استثنا
فسخ، تجزیه، انحلال
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.