Acid
B1اسماسید؛ اسیدی؛ تند، مقدار دوا، نقطه نقطه کردن
JadoLearn Dictionary
Acid یعنی اسید؛ اسیدی؛ تند. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
اسید؛ اسیدی؛ تند، مقدار دوا، نقطه نقطه کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
هرس کردن، آلوی برقانی، آلوچه سگلک
ابر مرد
کارت ویزیت، ورق بازی، اسید؛ اسیدی؛ تند
اسید؛ اسیدی؛ تند، مقدار دوا، نقطه نقطه کردن
اسید؛ اسیدی؛ تند، مقدار دوا، نقطه نقطه کردن
اسید؛ اسیدی؛ تند، مقدار دوا، نقطه نقطه کردن
لوازم کار، بعهده گرفتن، طناب وقرقره
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
قایق رانی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.