Agrypnie
C2اسمبیخوابی، مرض بیخوابی، بدخوابی
JadoLearn Dictionary
Agrypnie یعنی بیخوابی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بیخوابی، مرض بیخوابی، بدخوابی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بیخوابی، مرض بیخوابی، بدخوابی
بیخوابی، مرض بیخوابی، بدخوابی
بیخوابی، مرض بیخوابی، بدخوابی
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.