alt
C2صفتساییده، سالخورده، پیر
JadoLearn Dictionary
alt یعنی ساییده. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ساییده، سالخورده، پیر
سالخورده، پیر، پارین
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ساییده
ساییده، منهی، مذموم
ساییده
ساییده، سالخورده، پیر
بدون ترقی
بومی؛ از نخستین ساکنان، اصل نخستین، عنصر نخستین
سالخورده، پیر، پارین
سالخورده، پیر، پارین
گروه دوست، معاشرتی، انسی
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
خوش برخورد، خوش خلق، مقوی
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.