anordnen
C2فعلپرگار، قطب نما، حیطه
JadoLearn Dictionary
anordnen یعنی پرگار. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
پرگار، قطب نما، حیطه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ملتفت شدن، ادراک کردن، درک کردن
تاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن
تاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن
شامل کردن، بکار زدن، درخواست دادن
بشکل در آوردن، شکل دادن، شکل
اسلوبی کردن، غلنبه، قلنبه کردن
مارشال، ارتشبد، سرند
مارشال، ارتشبد
دستهکردن، زمره، هیات
دستهکردن، زمره، هیات
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.