Arbeitsaufwand
A2اسمکوشش، سعی، تقلا
JadoLearn Dictionary
Arbeitsaufwand یعنی کوشش. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
کوشش، سعی، تقلا
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
هزینه، خرج، کوشش
هزینه، خرج، تجمل
فتح نمایان، کار بزرگ، تقلا
مبادرت بکاری کردن، عزیمت، اقدام مهم
کوشش، سعی، تقلا
هوانوردی، هواپیمائی، هواپیمیی کشوری
هوا، باد دادن، هوا خوردن
بادملایم، نسیم، بادصبا
هوانوردی، هواپیمائی، هواپیمیی کشوری
هوانوردی، هواپیمائی، هواپیمیی کشوری
هوانوردی، هواپیمائی، هواپیمیی کشوری
بادملایم، نسیم، بادصبا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.