Assistent
A2اسمهمیاور، معین، معاظد
JadoLearn Dictionary
Assistent یعنی همیاور. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
همیاور، معین، معاظد
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تکیه گاه، نگاهداری، جانبداری
صاحب خیر، بانی خیر، نیکوکار
کمکی
کمکی
مشوق، التزام دهنده، ضامن
چاکری کردن، مامور جزء، غیر ماهر
یک وجب، عقربک، چنگ
هوانوردی، هواپیمائی، هواپیمیی کشوری
هوا، باد دادن، هوا خوردن
بادملایم، نسیم، بادصبا
هوانوردی، هواپیمائی، هواپیمیی کشوری
هوانوردی، هواپیمائی، هواپیمیی کشوری
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.