Aufbewahrungsort
C2اسمبارخانه، انبار بزرگ، انبار
JadoLearn Dictionary
Aufbewahrungsort یعنی بارخانه. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بارخانه، انبار بزرگ، انبار
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پایگاه، دنی الطبع، پست فطرت
بارخانه، انبار بزرگ، انبار
بارخانه، انبار بزرگ، انبار
بارخانه، انبار بزرگ، انبار
بارخانه، انبار بزرگ، انبار
بارخانه، انبار بزرگ، انبار
بارخانه، انبار بزرگ، انبار
بارخانه، انبار بزرگ، انبار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.