ausgeglichen
C2صفتمتوازن، متعادل، ترازمند
JadoLearn Dictionary
ausgeglichen یعنی متوازن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
متوازن، متعادل، ترازمند
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
خلیج، بیارتباطی، نداشتن رابطه
متوازن، متعادل، ترازمند
متوازن، متعادل، ترازمند
متحد الشکل، یکنواخت، متحدالشکل
لوس، تخت، صاف
متحد الشکل، یکنواخت، متحدالشکل
ضامندار، محروس، محروسه
برهانی، معقول، حسابی
سرد کردن، خنک ساختن، خنک
همساز، بیواکه، همخوان
گروه دوست، معاشرتی، انسی
خوش برخورد، خوش خلق، مقوی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.