ausschalten
B1فعلغایب؛ دور؛ فاقد، برطرف کردن، ازاله نمودن
JadoLearn Dictionary
ausschalten یعنی غایب؛ دور؛ فاقد. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
غایب؛ دور؛ فاقد، برطرف کردن، ازاله نمودن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مست، دژم، پاتیل شده
بستن، تنگ هم، مقارن
جر، گسیختگی، گسستگی
مستثنی کردن، جز، استثناء کردن
مستثنی کردن، جز، استثناء کردن
مرتفع ساختن، از میان برداشتن، برچیده کردن
خاموش کردن، خاموش شدن، فرو نشاندن
خاموش کردن، خاموش شدن، فرو نشاندن
باد افشان کردن، بوجاری کردن، رفتار کردن
داخل معده کردن، درهیختن، در هیختن
سرپوش، رولباسی، ملحفه
از هوا گرفتن، گرفتن، شکار شدن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.