aussteigen
B1فعلصحرایی، بیابان، بادیه
JadoLearn Dictionary
aussteigen یعنی صحرایی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
صحرایی، بیابان، بادیه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
قطره، رها کردن، بزمین زدن
غیب شدن، ناپدید شدن، پرواز کردن
صحرایی، بیابان، بادیه
گرداندن، جاری شدن، ادارهکردن
صحرایی، بیابان، بادیه
صحرایی، بیابان، بادیه
صحرایی، بیابان، بادیه
صحرایی، بیابان، بادیه
داخل معده کردن، درهیختن، در هیختن
سرپوش، رولباسی، ملحفه
از هوا گرفتن، گرفتن، شکار شدن
اسیر کردن، به تصرف درآوردن، تسخیر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.