Balance
A2اسمتعادل بر قرار کردن، مانده، بالانس
JadoLearn Dictionary
Balance یعنی تعادل بر قرار کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تعادل بر قرار کردن، مانده، بالانس
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تعادل بر قرار کردن، مانده، بالانس
تعادل بر قرار کردن، مانده، بالانس
تعادل بر قرار کردن، مانده، بالانس
هوانوردی، هواپیمائی، هواپیمیی کشوری
هوا، باد دادن، هوا خوردن
بادملایم، نسیم، بادصبا
هوانوردی، هواپیمائی، هواپیمیی کشوری
هوانوردی، هواپیمائی، هواپیمیی کشوری
هوانوردی، هواپیمائی، هواپیمیی کشوری
بادملایم، نسیم، بادصبا
هوانوردی، هواپیمائی، هواپیمیی کشوری
بادملایم، نسیم، بادصبا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.