balgen
C2فعلتقلا کردن، دست وپا کردن، پیکار کردن
JadoLearn Dictionary
balgen یعنی تقلا کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تقلا کردن، دست وپا کردن، پیکار کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تقلا کردن، دست وپا کردن، پیکار کردن
ستیز، ستیزه کردن، پرخاش کردن
تقلا کردن، دست وپا کردن، پیکار کردن
تقلا کردن، دست وپا کردن، پیکار کردن
جر، گسیختگی، گسستگی
تقلا کردن، دست وپا کردن، پیکار کردن
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
ترش، ترشمزه، ترشیده
تغییرات اساسی دادن، انقلابی کردن، الهام کردن
سرچشمه، منبع، مایه
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.