Befehlshaber
C2اسمفرمانده، سردار، امیر
JadoLearn Dictionary
Befehlshaber یعنی فرمانده. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
فرمانده، سردار، امیر
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
دورافتاده، دوردست
فرمانده، سردار، امیر
فرمانده، سردار، امیر
فرمانده، سردار، امیر
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.