beschauen
C2فعلغربیل، پرویزن، علک
JadoLearn Dictionary
beschauen یعنی غربیل. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
غربیل، پرویزن، علک
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
غربیل، پرویزن، علک
غربیل، پرویزن، علک
غربیل، پرویزن، علک
غربیل، پرویزن، علک
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
ترش، ترشمزه، ترشیده
تغییرات اساسی دادن، انقلابی کردن، الهام کردن
سرچشمه، منبع، مایه
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.