Besucher
C2اسمویزیتور، زائر، عیادت کننده
JadoLearn Dictionary
Besucher یعنی ویزیتور. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ویزیتور، زائر، عیادت کننده
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ویزیتور، زائر، عیادت کننده
ویزیتور، زائر، عیادت کننده
تعمیم، عمومیت، اصل کلی
حاضرین، ملاقات رسمی، مستمعین
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.