blinkend
C2اسمچشمک، مژگان راتکان دادن، مژگان بهم زدن
JadoLearn Dictionary
blinkend یعنی چشمک. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
چشمک، مژگان راتکان دادن، مژگان بهم زدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
چشمک، مژگان راتکان دادن، مژگان بهم زدن
چشمک، مژگان راتکان دادن، مژگان بهم زدن
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.