Blutader
C2اسمعروق خونی، عرق، عروق خونی عرق
JadoLearn Dictionary
Blutader یعنی عروق خونی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
عروق خونی، عرق، عروق خونی عرق
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ورید، سیاهرگ، رگ دار کردن
تغار، عروق خونی، عرق
عروق خونی، عرق
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.