Brouillerie
A2اسمترکیدن، ایجاد شکاف کردن، نقض
JadoLearn Dictionary
Brouillerie یعنی ترکیدن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ترکیدن، ایجاد شکاف کردن، نقض
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
دورسازی، باجه، شمارشگر
خردشدن، شق شدن، شکاف برداشتن
دعوا، مصاف دادن، نبرد کردن
هوانوردی، هواپیمائی، هواپیمیی کشوری
هوا، باد دادن، هوا خوردن
بادملایم، نسیم، بادصبا
هوانوردی، هواپیمائی، هواپیمیی کشوری
هوانوردی، هواپیمائی، هواپیمیی کشوری
هوانوردی، هواپیمائی، هواپیمیی کشوری
بادملایم، نسیم، بادصبا
هوانوردی، هواپیمائی، هواپیمیی کشوری
بادملایم، نسیم، بادصبا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.