der Inbegriff sein
C2فعلنمونه شدن، بانمونه نشان دادن، مثل زدن
JadoLearn Dictionary
der Inbegriff sein یعنی نمونه شدن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
نمونه شدن، بانمونه نشان دادن، مثل زدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
اندیشیدن، انعکاس داشتن، منعکس ساختن
بدگهر، دنی، ناکس
ژست، ژست گرفتن، جعل هویت کردن
صورت خارجی دادن، متجسم، مجسمکردن
صورت خارجی دادن، متجسم، مجسمکردن
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
ترش، ترشمزه، ترشیده
تغییرات اساسی دادن، انقلابی کردن، الهام کردن
سرچشمه، منبع، مایه
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.