Dienst
A2اسمخدمتگزاری، سرویس، خدمت
JadoLearn Dictionary
Dienst یعنی خدمتگزاری. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
خدمتگزاری، سرویس، خدمت
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
خدمتگزاری، سرویس، خدمت
کنش، عمل، فعل
خدمتگزاری، سرویس، خدمت
خدمتگزاری، سرویس، خدمت
خدمتگزاری، سرویس، خدمت
تهیه کننده، کارپرداز، متصدی ملزومات
کفیل خرج، نان آور، رساننده
رساننده، رهان
رساننده، رهان
مزایده، توپ زدن، قیمت خرید
هوانوردی، هواپیمائی، هواپیمیی کشوری
هوا، باد دادن، هوا خوردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.