Dissolution
C1اسمتبار، خراب، فنا کردن
JadoLearn Dictionary
Dissolution یعنی تبار. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تبار، خراب، فنا کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
اعسار، افلاس، ورشکستگی
فسخ، تجزیه، انحلال
فسخ، تجزیه، انحلال
فاسد شدن، فاسدشدن، فاسدکردن
مهره شطرنج، مرد، رجل
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
مهره شطرنج، مرد، رجل
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
فرمانروای مطلق، دیکتاتور، فرمانروای مقتدر
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.