distribuieren
C2فعلپخش شدن، تقسیم کردن، غرماء کردن
JadoLearn Dictionary
distribuieren یعنی پخش شدن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
پخش شدن، تقسیم کردن، غرماء کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سرایت، بسط، زبانه کشیدن
پخش شدن، تقسیم کردن، غرماء کردن
پخش شدن، تقسیم کردن، غرماء کردن
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
ترش، ترشمزه، ترشیده
تغییرات اساسی دادن، انقلابی کردن، الهام کردن
سرچشمه، منبع، مایه
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
مظایقه کردن، یدکی، زاپاس
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.