disziplinieren
C2فعلرام کردن، رام، آموخته
JadoLearn Dictionary
disziplinieren یعنی رام کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
رام کردن، رام، آموخته
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پند دادن، رام کردن، رام
رام کردن، رام، آموخته
شدیدا انتقاد کردن، انتقاد سخت کردن، ببادانتقاد گرفتن
رام کردن، رام، آموخته
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
ترش، ترشمزه، ترشیده
تغییرات اساسی دادن، انقلابی کردن، الهام کردن
سرچشمه، منبع، مایه
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.