durchblasen
C2فعلرگ زدن، خون گرفتن، خون افتادن
JadoLearn Dictionary
durchblasen یعنی رگ زدن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
رگ زدن، خون گرفتن، خون افتادن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بخار پس دادن، بخار شدن، تبخیر کردن
رگ زدن، خون گرفتن، خون افتادن
رگ زدن، خون گرفتن، خون افتادن
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
ترش، ترشمزه، ترشیده
تغییرات اساسی دادن، انقلابی کردن، الهام کردن
سرچشمه، منبع، مایه
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
مظایقه کردن، یدکی، زاپاس
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.