einarbeiten
C2فعلکار گذاشتن، نصب شدن، کار گذاردن
JadoLearn Dictionary
einarbeiten یعنی کار گذاشتن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
کار گذاشتن، نصب شدن، کار گذاردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
اختلاط
اختلاط، کار گذاشتن، نصب شدن
آغاز کردن، شروع شدن، ابتدا کردن
آغاز کردن، شروع شدن، ابتدا کردن
معرفی رسمی، معمول سازی، مقدمه
گماشتن بر، تاخت وتاز کردن، تاخت کردن
مفتوح، فراز، افتتاحکردن
طپاندن، تپاندن، فشار
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
ترش، ترشمزه، ترشیده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.