einen Fingerzeig geben
C1فعلبزبان آوردن، بر زبان آوردن، ذکر کردن
JadoLearn Dictionary
einen Fingerzeig geben یعنی بزبان آوردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بزبان آوردن، بر زبان آوردن، ذکر کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
حاشیهنویسی، یادداشت کردن، نت
محرم ساختن، صمیمی، دمساز شدن
جانی قلمداد کردن، بگناهمتهم کردن، پاپوش درست کردن
بزبان آوردن، بر زبان آوردن، ذکر کردن
بزبان آوردن، بر زبان آوردن، ذکر کردن
بزبان آوردن، بر زبان آوردن، ذکر کردن
بزبان آوردن، بر زبان آوردن، ذکر کردن
عمل آوردن، فر اوردن، اختراع کردن
عمل آوردن، فر اوردن، بیرون دادن
عمل آوردن، فر اوردن
عمل آوردن، فر اوردن
عمل آوردن، فر اوردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.