eingelagert sein
C2فعلبارخانه، انبار بزرگ، انبار
JadoLearn Dictionary
eingelagert sein یعنی بارخانه. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بارخانه، انبار بزرگ، انبار
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سوگند دادن، سوگند خوردن، ناسزا گفتن
خوابیدگی، نوم، منام
بارخانه، انبار بزرگ، انبار
بارخانه، انبار بزرگ، انبار
بارخانه، انبار بزرگ، انبار
بارخانه، انبار بزرگ، انبار
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
ترش، ترشمزه، ترشیده
تغییرات اساسی دادن، انقلابی کردن، الهام کردن
سرچشمه، منبع، مایه
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.