Einkaufspassage
C2اسمگذر، معبر، منفذ
JadoLearn Dictionary
Einkaufspassage یعنی گذر. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
گذر، معبر، منفذ
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سرمقاله، مطلا، مقاله
رد و بدل کردن، تسعیر نمودن، عوض
گذر، معبر، منفذ
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.