Einsatzkoordinator
C2اسمهماهنگ کننده
JadoLearn Dictionary
Einsatzkoordinator یعنی هماهنگ کننده. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
هماهنگ کننده
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
هماهنگ کننده
هماهنگ کننده
هماهنگ کننده
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.