einstechen
C2فعلزخم چاقو، چاقو زدن، زخم چاقو چاقو زدن
JadoLearn Dictionary
einstechen یعنی زخم چاقو. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
زخم چاقو، چاقو زدن، زخم چاقو چاقو زدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
عصا، قصب، باچوب زدن
سیخک زدن، زخم چاقو، چاقو زدن
زیاده خسته کردن، اگزوز، پای در آوردن
زخم چاقو، چاقو زدن
تیر کشیدن، درد شدید، سرزنش وجدان
زخم چاقو، چاقو زدن
زخم چاقو، چاقو زدن، پنچر شدن
زخم چاقو، چاقو زدن
زخم چاقو، چاقو زدن
زخم چاقو، چاقو زدن، سرتاسر سوراخ کردن
زخم چاقو، چاقو زدن، سرتاسر سوراخ کردن
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.