einwirken
B1فعلمدیریت کردن، از پیش بردن، رام کردن
JadoLearn Dictionary
einwirken یعنی مدیریت کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مدیریت کردن، از پیش بردن، رام کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
صنف، تجاری، تجارت
اثر کردن، فعالیت کردن، تاثیر کردن
مستقیم، بیواسطه، مدیریت کردن
مدیریت کردن، از پیش بردن، رام کردن
گرمی، گرما، حرارت دادن
تفویض کردن، محول کردن، بدتر شدن
جعبه، غلاف، محفظه
تفویض کردن، محول کردن، بدتر شدن
داخل معده کردن، درهیختن، در هیختن
سرپوش، رولباسی، ملحفه
از هوا گرفتن، گرفتن، شکار شدن
اسیر کردن، به تصرف درآوردن، تسخیر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.