elektromotorische Kraft
C2اسمولتاژ، ولت، ولتاژ ولت
JadoLearn Dictionary
elektromotorische Kraft یعنی ولتاژ. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ولتاژ، ولت، ولتاژ ولت
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ولتاژ، ولت
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.