elf
C2صفتیازده
JadoLearn Dictionary
elf یعنی یازده. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
یازده
یازده
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
یازده
یازده
گروه دوست، معاشرتی، انسی
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
خوش برخورد، خوش خلق، مقوی
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
گروه دوست، معاشرتی، انسی
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.