entlasten
B2فعلخلاص کردن، رهانیدن از، میدانی
JadoLearn Dictionary
entlasten یعنی خلاص کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
خلاص کردن، رهانیدن از، میدانی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
خلاص کردن، رهانیدن از، میدانی
رستگار کردن، تخلیص کردن، رساندن
خلاص کردن، رهانیدن از، میدانی
شفا، درمان، علاج
شامل کردن، بکار زدن، درخواست دادن
عقبی، پشت، افراشتن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
عمل آوردن، فر اوردن، تکامل پیدا کردن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
غلپیدن، عمل آمدن، بالا کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.