Erlaubnis
C2اسمرخصت، اجازه، اذن
JadoLearn Dictionary
Erlaubnis یعنی رخصت. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
رخصت، اجازه، اذن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
رخصت، اجازه، اذن
رخصت، اجازه، اذن
نسبی، منسوب، خویش
مستندات، اهلیت، لیاقت
مجوز، صاحب نظر، واردبکار
مجوز، صاحب نظر، واردبکار
مجوز، صاحب نظر، واردبکار
اهلیت، لیاقت، صلاحیت
اهلیت، لیاقت، صلاحیت
اهلیت، لیاقت، صلاحیت
اهلیت، لیاقت، صلاحیت
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.