erledigen
B1فعلنتیجه گرفتن، استنتاج کردن، منعقد شدن
JadoLearn Dictionary
erledigen یعنی نتیجه گرفتن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
نتیجه گرفتن، استنتاج کردن، منعقد شدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
رسم کردن، کشیدن، نگاشتن
تکمیل، کامل کردن، تکمیل کردن
تکمیل، کامل کردن، تکمیل کردن
بوصال رسیدن
انجام دادن؛ به دست آوردن، اعدام کردن، جاری ساختن
میل زدن، گمانه زدن، بس کردن
تشریف بردن، عزیمت کردن، هجرت کردن
نتیجه گرفتن، استنتاج کردن، منعقد شدن
نتیجه گرفتن، استنتاج کردن، منعقد شدن
نتیجه گرفتن، استنتاج کردن، منعقد شدن
نتیجه گرفتن، استنتاج کردن، منعقد شدن
داخل معده کردن، درهیختن، در هیختن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.