erstarren
C1فعلمقرر فرمودن، افول کردن، تعیین کردن
JadoLearn Dictionary
erstarren یعنی مقرر فرمودن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مقرر فرمودن، افول کردن، تعیین کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
انگیزه، انگیختگی، محرک
پروانه
مقرر فرمودن، افول کردن، تعیین کردن
به پایین، خراب شدن، مخفف کردن؛ کوتاه کردن
لرزه، مورمور شدن، تپش داشتن
هول دادن، نهیب زدن، وحشت زده کردن
هول دادن، نهیب زدن، وحشت زده کردن
صدای زنبور کردن، لکنت، بالکنت حرف زدن
صدای زنبور کردن، لکنت، بالکنت حرف زدن
صدای زنبور کردن، لکنت، بالکنت حرف زدن
صدای زنبور کردن، لکنت، بالکنت حرف زدن
صدای زنبور کردن، لکنت، بالکنت حرف زدن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.